*«آدلف»-بنژامن کنستان -نشر ثالث-برگردان مینو مشیری -چاپ اول ۱۳۸۸
** این روزها بیشتر از هر زمانی درچند ماه گذشته می خوانم . مدام در سفر و کار . از تهران به اصفهان . از آنجا به دزفول و از آنجا هم یحتمل به خرمشهر و آبادان .آرام و سر به کار و دل با یار .از کارهای تازه در آمده هم کتابهای «امیر حسین یزدان بد »،«سپینود ناجیان »،«هادی نودهی »را خوانده ام . چند کار دیگر هم بوده که به یادم نمی آید . چند داستان هم از «احمد غلامی » خواندم .حالا ماشین کوچکم گاهی خانه ام است . یکبار هم چند ساعتی تویش خوابیدم و بعد ناهار خوردم . یکسال نشده کیلومترش از هفده هزار گذشته و این یعنی ما در زمانی کوتاه مسافتهایی طولانی باهم رفته ایم و این بدک نیست رفیق.
*** «آدلف » کتاب فوق العاده ای است . به شرط آنکه جرات و حوصله ی ایستادن در مقابلش را داشته باشی . وقتی آدلف را می خواندم مدام به این فکر می کردم ما چقدر توانسته ایم خودمان را بنویسیم .زندگی هامان را شفاف و عریان بنویسیم ؟ شاید زمانی این محقق شود که بتوانیم شفاف و شجاعانه زندگی کنیم . «زندگی کردن » این راز تپنده ی «قلمی پر خون » است . قلمی که خون تراوش می کند داستانهایی زنده می آفریند .
**** «جواد ماه زاده» را هیچ وقت ندیده ام اما آرزویم آزادی هر چه سریعتر اوست . چنین باد.

